چند روزی تهران و اصفهان بودم .یاد و خاطره دوستان قدیمی.
ممنون از دوستانی که آنها را دیدم و زحمت دادم و دوستانی که خواستم ببینم اما .... نشد یا ..... شاید هم نخواستند ..... و من نمی دانم چرا ...
به هر حال خوش گذشت ... مگر می شود کسانی را که دوست داری ببینی و در کنارشان باشی و حال و احوالت بد باشد؟
فردا باز هم به دریاچه گهر می روم .... در عمق کوه ها و 3 روز با طبیعت.
......
سکوتم از رضایت نیست، دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره، خودش گیره گرفتاره
همون بهتر که ساکت باشه این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل
از این بدتر نشه رسواییه ما
که تنها تر نشه ، تنهاییه ما
که کار ما گذشته از شکایت، هنوزم پایبندیم در رفاقت
میریزه تو خودش دل غصه هاشو، آخه هیچکس نمی خواد قصه هاشو
کسی جرمی نکرده گر به ما این روزها عشقی نمی ورزه
بهایی داشت این دل پیشترها که در این روزها نمی ارزه
سکوتم از رضایت نیست، دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره، خودش گیره گرفتاره
.......